|
۱- قرآن سبب هدایت مردمان است و معجزه خاتم پیغمبران و موجب امتیاز حق از باطل است و حسین ابن علی سبب هدایت به سوی ایمان و نشانه ای از آیات رحمان و موجب انتیاز حق از باطل است.
۲- قرآن معجزه است به فصاحت اسلوب معنایش و حسین معجزه است به سر و بدن و خون و خاکش ۳-قرآن همیشه تازه است و کهنه نمی شود و هرچه که تکرار کنند ملال نمی آوردو حسین ذکر مصیبتش ملال نمی اورد . ۴-قرآن آیاتش به حسب ظاهر شش هزار و ششصدو شصت آیه دارد و حسین زخمهای بدنش به منزله آیه است و به روایتی چهار هزار بوده است و اگر زخم بر زخم نیز بشمارند و زخم های سم اسبان را نیز ملاحظه نمایید به همان آیات قرانی خواهد رسید. ۵- قرآن حکیم است که معالجه می کند قلوب را به هدایت و حسین حکیم است که معالجه کرد جمعی را به هدایت و جمعی را به شفاعت ۶-قرآن در لیله القدر نازل شد و شب ولادت حسین ابن علی مانند شب قدر ملائکه نازل شدند به امر الهی به روح امین سلام و تهنیت از جانب خدا آورد .
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 15:54  توسط یک جنوبی
|
سال دهم هجرت بود و پيامبر از آخرين سفر حج خود باز مي گشت، گروه انبوهي كه تعدادشان را تا صد و بيست هزار رقم زده اند او را بدرقه مي كردند تا اين كه به پهنه بي آبي به نام غدير خم رسيدند. نيم روز هيجدهم ذي الحجه بود كه ناگهان پيك وحي بر رسول خدا صلی الله عليه و آله نازل شد و از جانب خدا پيام آورده كه: «اي رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنين نكني رسالت او را ابلاغ نكرده اي و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد كرد» پيامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بيابان بي آب و در زير آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبري از جهاز شتران براي پيامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روي به مردم كردند. ابتدا خداي را سپاس فرموده و از بديهاي نفس اماره به او پناه جست و فرمود: اي مردم بزودي من از ميان شما رخت بر مي بندم، آنگاه مي افزايد چه كسي بر مومنين در ارزيابي مصلحت ها و شناخت و تصرف در امور سزاوارتر است همه يك سخن مي گويند خدا و پيامبر داناترند. رسول گرامي مي فرمايد: آيا من به شما از خودتان اولي و سزاوارتر نيستم و همگان يك صدا جواب مي دهند كه چرا چنين است. آنگاه فرمود: من دو چيز گرانبها در ميان شما مي گذارم يكي ثقل اكبر كه كتاب خداست و ديگري ثقل اصغر كه اهل بيت منند. مردم، بر آنان پيشي نگيريد و از آنان عقب نمانيد. آنگاه دست علي (ع) را در دست گرفت و آن قدر بالا برد كه همگان او را در كنار رسول خدا ديدند و شناختند. سپس فرمود: خداوند مولاي من و من مولاي مؤمنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم. اي مردم هر كس كه من مولا و رهبر اويم اين علي هم مولا و رهبر اوست و اين جمله را سه بار تكرار كرد و چنين ادامه داد: پروردگارا، دوستان علي را دوست بدار و دشمنان او را خوار. خدايا علي را محور حق قرار ده و سپس فرمود: لازم است حاضران اين خبر را به غايبان برسانند. هنوز اجتماع به حال خود باقي بود كه دوباره آهنگ روح بخش وحي گوش جان محمد صلي الله عليه و آله را نواخت كه: «امروز دينتان را برايتان كامل نمودم و نعمت خود را بر شما به پايان رساندم و اسلام را به عنوان دين برايتان پسنديدم» و بدين سان علي (ع) از جانب خداوند براي جانشيني پيامبر (ص) برگزيده شد.
مرحوم علامه امينى در کتاب الغدير خود نام راويان حديث غدير را به ترتيب زمان زندگى ذكر كـرده اسـت: حديث غدير در کتب معتبر اهل سنت از جمله در کتاب «مسند» امام احمد حنبل، در «سنن» ترمذى، «مسند احمد» و در «مستدرك» حافظ ابن عبداللّه حاكم نيشابورى به مضامين مختلف ذکر شده است. يادى از نويسنده «الغدير» نام علامه امينى قدّس سرّه، و كتاب گرانسنگ او «الغدير» پيوند ناگسستنى با موضوع ولايت اميرمؤمنان على عليه السلام پيدا كرده است و همانند واقعه غدير در تاريخ جاودان شده است و اينهمه نبوده است مگر به خاطر صفا، اخلاص و ارادت بى نظير او به اهل بيت عصمت و طهارت، عليهم السلام، بويژه مولاى متقيان على، عليه السلام، در ايام عيد ولايت ياد اين شيفته ولايت را نيز گرامى مى داريم.
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 16:17  توسط یک جنوبی
|
|
WebGozar.com Poll code -->
|